محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
47
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
صريحترند ، و در آن چه را كه خدا براى دوستانش نمىپسندد ، تو را مددكار نباشند ، انتخاب كن ؛ چه خوشايند تو باشد يا ناخوشايند . تا مىتوانى با پرهيزكاران و راستگويان بپيوند ، و آنان را چنان پرورش ده كه تو را فراوان نستايند و تو را براى اعمال زشتى كه انجام ندادهاى تشويق نكنند كه ستايش بىاندازه ، خودپسندى مىآورد و انسان را به سركشى وا مىدارد . » « 1 » ديدگاه امام عليه السّلام در اين زمينه كاملا درست است ؛ چه آن كسى كه در گذشته عصيان كرده ، اطمينانى به درستكارى او در زمان حال نيست و آن كه در ديروز با ظالمان ارتباط داشته ، بعيد نيست كه امروز از قدرت وزارت خود استفاده نكند و بارى ديگر به آنان يارى نرساند . همو در سخن حكيمانه ديگرى مىفرمايد : « پس در رفتار با آنان ، نرمى و درشتى را به هم آميز ، رفتارى توأم با شدت و نرمش داشته باش . » « 2 » و واليان را دستور مىدهد كه از مردم روى برنتابند : « با مردم به جهت اين كه بر آنها حكومت دارد بىاعتنايى نكند ؛ چه اين كه مردم ، برادران دينى و يارىدهندگان در استخراج حقوق الهى مىباشند . » سپس افزود : « همانگونه كه ما حق تو را مىدهيم ، تو هم بايد نسبت به حقوق آنان وفادار باشى . اگر چنين نكنى در روز رستاخيز بيش از
--> ( 1 ) . « إنّ شرّ وزرائك من كان للأشرار قبلك وزيرا و من شركهم في الآثام فلا يكوننّ لك بطانة فإنّهم أعوان الأثمة و إخوان الظّلمة ، و أنت واجد منهم خير الخلف ممّن له مثل آرائهم و نفاذهم و ليس عليه مثل آصارهم و أوزارهم ممّن لم يعاون ظالما على ظلمه و لا آثما على إثمه . اولئك أخفّ عليك مئونة و أحسن لك معونة و أحنى عليك عطفا و أقلّ لغيرك إلفا فاتّخذ اولئك خاصّة لخلواتك و حفلاتك . ثمّ ليكن آثرهم عندك أقولهم بمرّ الحقّ لك و أقلّهم مساعدة فيما يكون منك ممّا كره اللّه لأوليائه واقعا ذلك من هواك حيث وقع ، و الصق بأهل الورع و الصّدق ثمّ رضهم على أن لا يطروك و لا يبجّحوك بباطل لم تفعله فإنّ كثرة الإطراء تحدث الزّهو و تدني من العزّة » نهجالبلاغه : نامه 53 . ( 2 ) . « فالبس لهم جلبابا من اللّين تشوبه به طرف من الشّدّة و داول لهم بين القسوة و الرّأفة » نهجالبلاغه : نامه 19 .